خرید بک لینک
خیلی کمرنگم اینروزا...اما خوبه دوس دارم...دوس دارم نه ببینم نه ببیننم...از فردا دیگه سرکارم نمیرم...اما حالم خوبه...دلم واسه اونجا و ادماش نمیدونم کی تنگ میشه ...اما داشتم ازشون میبریدم...بعضی جدایی ها بوی خوب روزای بهتر میده...هرچند ادما همون ادمای قبلن اما رهایی ازشون خیلی حس خوبیه...

از روز تولدم که گذشته اما چند روز میشه ذهنم مشغول اون دسته گلی هست که فرستادی محل کارم...نمیدونم اصلن کی بودی...اما چه خوبه که دوس داشتی مث خودم کمرنگ باشی...میدونم دوستت دارم...حتی اگه نشناسمت ...خیالم راحته که تو منو خوب میشناسی...خیالم راحته که یه نفر هنوز هست که فقط دوسم داره ...فقط بخاطر خودش...بخاطره خودم...خوبه که هنوز میتونم امیدوار باشم...شاید هیچ وقت این حرفامو نخونی اما اگه خوندی...بیا یه کوچولو واسه هم پررنگ شیم ..فقط واسه هم...واسه امیدوار بودن...

برچسب: نویسنده: کامیار احمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 13:32

صفحه بندی