دلش فقط یه دوسِت دارم میخاس که نمیره...اما من نمیتونسم فرشته نجاتش باشم...من خودم از انتظار واسه عشق یه روزی که نمیدونم کی بود،مرده بودم...اما ای کاش اون نمیره ...ای کاش یکی سرِ بزنگاه برسه و نجاتش بده از برزخش...
برچسب: برزخ,
نویسنده: کامیار احمدپور